آیا فرصت ها در انحصار افراد خاصی هستند؟

هیچکس به این علت فقیر نمانده که فرصت ها از او دریغ شده یا دیگران توانگری و ثروت در انحصار خود در آورده اند و دور آن یک حصار کشیده اند. ممکن است فرصت انجام برخی کارها از شما گرفته شده باشد ولی مسیرهای دیگری به روی شما باز است.  ممکن است که کنترل یک سیستم راه آهن بزرگ برای شما سخت باشد زیرا این صنعت به طور کامل انحصاری است و شما در مورد آن تجربه ندارید  اما راه آهن برقی هنوز دوران کودکی خود را طی میکند و فرصت های زیادی را برای کارآفرینان ارائه میکند پس این خواست شماست که دست به کار شوید و قدمی بردارید ! میتوانید با بررسی ابعاد مختلف آن به دنبال ایده ی کارآفرینی بگردید یا در کلاس های به خصوصی در رابطه با راه آهن برقی شرکت کنید تا به واسطه ی تخصص خود حرفی برای گفتن در این صنعت نو پا داشته باشید.

در زمان های مختلف فرصت ها در جاهای مختلفی رخ می دهند که بر طبق نیاز های عمومی و نیز بر طبق شرایط اجتماعی و محیطی متغیر هستند. جهان از یک اصل اولیه ساخته شده که هر آنچه در جهان وجود دارد از آن منشا میگیرد . پس هزاران برابر موجودی فعلی میتواند ساخت صورت بگیرد و هیچکس نمیتواند ادعا کند موجودی در جهان رو به اتمام است یا در انحصار افراد خاصی است . هیچکس به این دلیل که جهان فقیر است فقیر نشده یا به این دلیل که موجودی محدود است از ثروت باز نمانده . آنچه باعث دور افتادن برخی از توانگری تنها انتخاب خودشان است . ماییم که باید فرصت ها را شناسایی کنیم و مطابق با شرایطمان از آنها استفاده کنیم . طبیعت فروشگاهی بی انتها از ثروت هاست و موجودی آن هرگز تمام نمیشود. اگر دقت کنید میبینید که هر آنچه که میتواند به زندگی خدمت کند پیشاپیش خلق شده پس هیچ کاستی و ناعدالتی در بهره گیری وجود ندارد . تنها عاملی که باعث شده برخی از راه توانگری باز بمانند انتخاب ناصحیح است . علت فقر در هیچکس محدودیت ثروت نیست بلکه عدم آگاهی کافی برای غنیمت شمردن فرصت هاست . افراد ریزبین همه چیز را با فرض فرصت بودن نگاه میکنند ، آنچه باعث شده برخی به راحتی از فرصت های بزرگ زندگی خود ساده بگذرند عدم آگاهی است .

همانطور که در مقاله ی فاصله ی شما تا توانگری تنها یک انتخاب است گفته شد فرق ثروتمندان و فقیران تنها در انتخاب است . انتخاب درستی که ثروتمندان انجام دادند ولی فقیران خود را سرگرم مشکلات و گله و شکایت از بقیه کردند و از آن غافل ماندند.

درباره ی مهتاب معصومی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × چهار =