از “جنگ قیمت” چه میدانید؟

تلاش برای ارائه ی قیمت های پائین تر از قیمت رقبا میتواند منجر به جنگ قیمت شود که بازی خطرناکی برای یک شرکت کوچک به حساب می آیـد.
جنگ قیمت میتواند حاشیه ی سود شرکت ها را از بین برده و برای چندین سال حتی به کل صـنعت هم صـدمه بزنـد. بـه قـول یکـی از نویـسندگان بازرگـانی، “بسیاری از کار آفرینان قیمت های خود را تا مرز نقطه ی سر به سر کاهش میدهند تا بتوانند رقابت کنند. با این کار، آنها چوب را در لانه ی زنبور فـرو کـرده و در را به روی فاجعه باز میکنند”.
درآمد و سود کمتر غالباً منجر به کیفیت کمتر، خدمات ضعیف تر، فروشندگان شلخته و پراکنده تر ، وفا داری کمتـر مـشتری و در نهایت منجر به فاجعـه ی مالی میشود. جنگ قیمت معمولاً زمانی آغاز میشود که یکی از رقبا به زعم خود میتواند با کاهش قیمت ها به حجم فروش بالاتری دست یابد. بـه جای استفاده از سلاح های استراتژیک، رقبا نیز تصور میکنند که باید از همین الگو پیروی کنند. با این وجود کارآفرینان معمولاً قدرت کاهش قیمت را بیش از حد برآورد میکنند. در چنین شرایطی حجم فروش به ندرت بـه انـدازه کـافی افـزایش مییابد تا کاهش سود ناشی از قیمت پایین تر را جبران کند. شرکتی با  فروش ناخالص ۲۵ درصد که قیمت خود را به میزان ده درصـد کاهش میدهد، باید حجم فروش خود را سه برابر کند تا به نقطۀ سر به سر برسد.

در جنگ قیمت ، یـک شـرکت ممکـن اسـت قیمت هـای خـود را بصورت شدید تا حدی کاهش دهد که کسب حجم فروش لازم برای جبران کاهش سود غیرممکن شود. حتی اگـر کـاهش قیمـت کـارایی داشته باشد، تأثیر آن غالباً موقتی است. مشتریانی که به قیمت های پایین تر عادت کرده اند معمولاً به شرکت مذکور وفادار نخواهنـد بـود. بهتـرین راه برای بقا در جنگ قیمت ، دوری از آن و تأکید بر ویژگی ها، مزایا و ارزش های منحصر به فردی است که شرکت به مشتریان ارائه میکند و همچنین با  استفاده از راهبرد های سالم (پیک رایگان ، نسیه ، خدمات و پشتیبانی و…) به جذب مشتری بپردازند.

درباره ی مهتاب معصومی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × یک =