دنده عقب نروید

دنده عقب نروید :

در معرض پسروی قرار نگیرید

دنده عقب نروید : مفهوم روانشناسانه پسروی مانند دنده عقب اتومبیل شما عمل می کند، شما را به عقب می برد و مانند اتومبیل، اگر بخواهید مسیر خود را تغییر دهید و به سمت جلو حرکت کنید، باید دنده را به طور کامل عوض کنید، امکان ندارد با دنده عقب، به سوی جلو حرکت کنید.

در زندگی روزانه دنده عقب چنین به نظر می رسد: می توانی باور کنی دیروز چه اتفاقی افتاد؟ آنها عوضی بودند. هر دفعه روی چیزی کار می کنم، به هم می خورد. این چندمین بار در این هفته است که در تحویل تاخیر صورت می گیرد. هنوز از حرف او عصبانی هستم. تعداد نامحدودی از مثال های ممکن وجود دارد. هر دفعه که متوقف می شوید و از حرکت می ایستید، غرق چیزی می شوید یا حتی به چیزی که گذشته اهمیت فراوانی می دهید (چه همین امروز صبح اتفاق افتاده باشد و چه ده سال پیش) دنده عقب می روید. حالا صادقانه نگاهی به این امر بیندازید که چند وقت یک بار شما و افرادی که می شناسید بر پسروی متمرکز می شوید؟ ممکن است شاخ دربیاورید!

دنده عقب نروید : تشخیص این امر که آیا در حال پسروی هستید ساده است. احساسی از سنگینی و سختی می کنید، به جلو حرکت نمی کنید، حتی احتمال دارد به سوی عقب بروید. شما ساکن می شوید و در باتلاق احساسی گیر می افتید. به گذشته، دیروز، هفته پیش، سال پیش، یا به دوران کودکی خود رجوع می کنید. از چیزها، مردم، رویدادها، وقایع، قوانین، مشکلات و نگرانی هایی که بخش بزرگی از آن گذشته و خاتمه یافته است، گله خواهید کرد. پسروی شادی را در هر آن چه انجام می دهید، تضعیف می کند. کسالت آور، نابخشودنی و غیر مولد است.

دلیل آن که مردم رهایی از پسروی را این چنین دشوار می دانند، این است که بودن در آن حالت را راحت می توان توجیه کرد. به کلامی دیگر، آنها از حق باقی ماندن حالت پسروی خود با گفتن این جملات دفاع می کنند. مثلا ” او موضوع را خراب کرد” یا “جلوی همه از من انتقاد کرد”. مردم از این حقیقت بهره می برند که وقایع واقعا به عنوان گواهی بر حمایت از خشم و استیصال آن ها روی می دهند. با این وجود آنها متوجه نیستند که همین حالا، در این لحظه، حادثه ای که آنها را مستاصل نموده مدت ها پیش پایان یافته است. تنها عاملی که آن حادثه را زنده نگه داشته است خاطرات و فکر آنها است.

مسلما، مهم است که از گذشته و اشتباهات خود، درس بگیریم. هرچند می توانم به شما اطمینان را بدهم که دنده عقب رفتن در این مورد کمکی به شما نمی کند. برای درس گرفتن از تجربیات گذشته، چاره کار آن است که به آرامی به روش انجام  کارهایمان تامل کنیم. دنده عقب نه تنها آرام نیست، بلکه در حقیقت زننده نیز هست.

دنده عقب نروید : راه بیرون آمدن از “دنده عقب رفتن” این است که احساس عقب رفتن را لمس کنیم. اگر بتوانید خود (ذهن خود، افکار خود، توجه خود) را درحالیکه معطوف به وقایع گذشته یا درماندگی های گذشته هستند مشاهده کنید، می توانید به آرامی توجه خود را به زمان حال بازگردانید. پرورش ذهنتان برای آنکه در معرض پسروی نباشد، می تواند کمی شبیه به تربیت جانداری باشد که دائم در کنار شما بماند. این جاندار چند دقیقه ای پیش شما می ماند اما به سرعت دور می شود. ذهن شما هم مانند این است. می تواند برای یکی دو دقیقه معطوف شود و بعد به ناراحتی امروز صبح یا عاجز شدن دیروز شما بازگردد. موثرترین راه برای تربیت این جاندار این است که او را به آرامی به سمت خود هدایت کنید و شبیه همین موضوع درباره ذهن شما نیز صدق می کند. به مرور که متوجه افکار خود می گردید که به سمت عقب رانده می شود، به خود یادآوری کنید که گذشته، گذشته است. بعد، به آرامی و راحتی، خود را مجددا به اینجا و حالا هدایت کنید. فقط نیاز به کمی صبر و قدری تمرین دارد و خیلی زود، تمایل شما به دنده عقب رفتن از بین می رود.

درباره ی مجید رشیدی

مجید رشیدی هستم،از کودکی به 2چیز علاقه بسیار زیادی داشتم،کارآفرینی و آموزش دادن، ترکیب این دو علاقه تبدیل‌شده به موسسه ثروت سازان.در این موسسه سعی میکنم تمام آموزش‌های لازم برای راه اندازی و به موفقیت رساندن کسب وکارها را آموزش بدهم.

همچنین ببینید

نام تجاری

چه منابعی هویت برند را تبیین می کنند؟

برند های قدرتمند، توانائی بهبود عملکرد کسب و کار را دارند. بهترین رهیافت شناخت درونی یک برند، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 17 =