عرضه ی شرکت تجاری به بورس چه معایبی دارد؟

علیرغم مزایا ی متعددی در عرضه ی شرکت در بورس وجود دارند این مورد  میتوانند شرکت را با شکست مواجه کنند. در حقیقـت، تنهـا پـنج درصـد شرکت هایی که درصدد بورسی شدن هستند توانسته اند این فرآیند را تکمیل کنند.

معایب پذیرش در بورس عبارتند از :

 رقیق شدن مالکیت صاحبان شرکت:
هرگاه کارآفرینان سهام خود را به عموم عرضه میکنند، به صورت خودکار مالکیـت خـود را در شـرکت رقیق و کمرنگ میکنند. بسیاری از مالکان، بخش اعظمی از سهام خود را در شرکت حفظ میکنند ولی در سال های پس از آن هنوز در معرض خطـر خریـده شدن توسط شرکت های رقیب هستند.

از دست دادن کنترل:
اگر در عرضه ی اولیه در بورس سهام کافی فروخته شود، مؤسس شرکت در معـرض خطـر از دسـت دادن کنتـرل شـرکت خواهد بود. اگر بلوک بزرگی از سهام در دست سهامداران مخالف قرار گیرد، آنها میتوانند رای به اخـراج تـیم مـدیریتی فعلـی و از جملـه مؤسـس شرکت بدهند.
جورج استاتاکیس، مالک یک زنجیره بسیار موفق رستوران های Stax در گرینویل در کارولینای جنوبی، به خاطر می آورد که بانک های سرمایه گـذاری بـه او مراجعه میکردند تا برای تأمین منابع مالی مورد نیاز برای رشد شرکت، آن را روانه ی بورس کنند ولی او از انجام اینکار امتناع کرده است. او مـیگویـد، “یکـی از چیزهایی که هنگام پذیرش در بورس از دست میدهید، کنترل است. این چیزی است که من و شرکایم قادر به پذیرش آن نیستیم”.

از دست رفتن قابلیت محرمانه نگهداشتن اطلاعات:
بورسی شدن شرکت میتواند یک حس ارضای قوی شخصیتی برای مالکـان باشـد ولی آنها باید متوجه این موضوع باشند که شرکت دیگر به آنها تعلق ندارد. اطلاعاتی که زمانی در زمره اطلاعات محرمانه به حساب می آمـد اکنـون باید در اختیار عموم قرار گرفته و مردم میتوانند آنها را به دقت مورد بررسی قرار دهند. چشم اندازهای اولیه و گزارشات مـستمری کـه بـه کمیـسیون بورس و اوراق بهادار ارائه میشود طیفی از اطلاعات را درباره شرکت و عملیات آن افشاء مـیکنـد کـه از اطلاعـات مـالی و مـواد خـام گرفتـه تـا موضوعات قانونی و حقال امتیازها را شامل میشود. این اطلاعات در اختیار همه افـراد، حتـی رقبـا، قـرار مـیگیـرد. قابلیـت محرمانـه نگهداشـتن اطلاعات و کاهش کنترل مهمترین دلایلی است که مدیران عامل شرکت ها از بورسی شدن آن امتناع میکنند.

گزارش گری به کمیسیون بورس و اوراق بهادار:
فعالیـت در قالب یک شرکت بورسی به امری پرهزینه تبدیل شده است. کمیسیون بورس و اوراق بهادار به صورت سنتی، شرکت های بورسی را ملزم بـه ارائـه ی گزارشات دورهای نموده است که غالبا نیازمند یک سیستم حسابداری قدرتمند، پرسنل حسابداری بیشتر و استفاده گسترده تر از وکـلا و سـایر افـراد حرفه ای است . بر اساس یکی از مطالعات انجام شده توسط انجمن مدیران مالی بین المللی، برای شرکت هایی با درآمـد سـالیانه ی ۲۵  تا ۹۹ میلیون دلار، هزینه ی انطباق با مهمترین بخش هـای قـانون مـذکور بطـور میـانگین حـدود ۷۴۰۰۰۰ دلار در سـال اسـت. هزینـه ی بـالای هم خوانی با این مقررات موجب دلسردی بسیاری از شرکت ها از بورس میشود.

هزینه های اداری:
بورسی شدن معمولا شیوه ای گران قیمت برای تامین مالی شرکت های نوپا یا شرکت های در حال توسـعه اسـت. بـرای شرکت های کوچک معمولی، هزینه ی پذیرش در بورس حدود ۱۵ درصد سرمایه ی تامین شده است. برای عرضه های کوچکتر، هزینه های مذکور مـیتواند حتی تا چهل درصد سرمایه ی اولیه را ببلعد درحالی که در عرضه های بزرگتر، (عرضه های بالای ۲۵ میلیون دلار)، تنهـا ۱۰ تـا ۱۲ درصـد از آن برای پوشش هزینه های مربوطه بکار میرود.

پاسخگویی به سهامداران:
سرمایه ای که کارآفرینان تحت مدیریت خود دارند دیگر به خودشان تعلق ندارد. مدیران شـرکت هـای بورسـی بـه سهامداران شرکت نیز پاسخگو هستند. در حقیقت، قانون این الزام را مطرح نموده که نباید این رابطه بر اساس اعتماد باشد و آنها نیز ملـزم بـه ایـن کار هستند. سود و بازگشت سرمایه یکی از دغدغه های اولیۀ سرمایه گذاران است. اگر قیمت سهام یک شرکت بورسی کـاهش یابـد، اقامه ی دعـاوی قانونی توسط سهامداران امری اجتناب ناپذیر است. سرمایه گذارانی که با کاهش ارزش سهام خود مواجه شدهاند غالبا مـدیران شـرکت را بـه واسـطه ی تقلب و عدم افشای خطرات که سرمایه گذاری آنها را در معرض خطر قرار داده است مورد پیگرد قانونی قرار میدهند.

فشار برای عملکرد کوتاه مدت:
در شرکت های خصوصی، کارآفرینان میتوانند آزادانه استراتژی های خود برای کسب موفقیت را دنبـال کننـد (حتی اگر سال ها لازم باشد تا استراتژی های مذکور به نتیجه برسند). با این وجود، هنگامی که شرکتی روانه ی بورس میشود، کارآفرینـان بـه سـرعت می آموزند که سهامداران افرادی عجول بوده و انتظار کسب نتیجه ی فوری دارند. موسسان شرکت تحت فشار دائمـی هـستند تـا رشـد، سـودآوری و افزایش سهم بازار را محقق سازند. این امر آنها را ملزم میکند تا تعادلی منطقی بین نتایج کوتاه مدت و استراتژی بلندمدت ایجاد کنند.

تقاضاهای مربوط به زمان و زمانبندی:
کارآفرینان، زمانبر بودن عرضه ی اولیه در اوراق بهادار را، به زعم اهمیـت آن امـری مـأیوس کننـده و دردناک میدانند. مدیریت عرضه ی اولیه در بورس زمان زیادی را از مدیریت شرکت تلف میکند. کار روی IPO میتواند تا ۷۵ درصد زمان مـدیران ارشد را به خود اختصاص دهد. به قول یک بانکدار متخصص در امور سرمایه گذاری، “شما میخواهید مطمئن شوید که به جای رئیس امـور اجرایـی (مدیرعامل)، مبدل به رئیس امور تبدیل شرکت به سهامی عام نشده اید”

درباره ی مهتاب معصومی

همچنین ببینید

نام تجاری

چه منابعی هویت برند را تبیین می کنند؟

برند های قدرتمند، توانائی بهبود عملکرد کسب و کار را دارند. بهترین رهیافت شناخت درونی یک برند، …