چگونه در اقتصاد عصر حاضر یک مدیر موثر و مفید باشیم؟

مدیریت یک کسب و کار در دوران گذشته غالبا بدان معنا بود که مدیران تمام پاسخ ها را در اختیار داشته و کارکنان مجبور بودند از آنها تبعیت کنند تـا بـه “سـرزمین موعـود  “ برسند. با این وجود، امروزه کارکنان نیازمند سبک مدیریت متفاوتی هستند.
این سبک مستلزم گوش دادن بیشتر، توانمندسازی بیشتر، تفویض اختیار و تیم سازی است. نکات زیر میتواند به شما در تبدیل شدن به یک مدیر مؤثر کمک کند:

  • مدیران افرادی مطمئن و اعتدال گرا هستند. مدیریت در ارتباط با قوی تر کردن خود نیست بلکه مستلزم توانمند سازی افراد است.
  • مدیران افرادی قابل اعتماد هستند. مردم به مدیری  که نمیتواند به گفته های خود عمل کند اعتقادی ندارند. مدیـران نیازمند صداقت و صـمیمیت هـستند. این ویژگی ها مبنای اولیه ی اعتماد هستند.
  • مدیـران شنوندگان خوبی هستند. مدیـران موفق میدانند که سرچشمه ی بعضی از بهترین ایده های آنها افرادی هستند که کار مذکور را عملا به صورت روزمـره انجام داده و مایل به گوش دادن به صحبت های کارکنان خود هستند. همه فن حریف بودن مدیر و این اعتقاد که مدیر تمام پاسخ هـا را دراختیـار دارد، سـبب میشود که کارکنان در فرآیند تصمیم گیری دخالت داده نشوند.

  • مدیـران در تشویق دیگران خوب عمل میکنند ولی هیچگاه راضی نمیشوند. مدیران با افزایش اسـتاندارد های عملکـرد، مـداوما تـوان و شـهامت خـود و کارکنان سازمان را می آزمایند. آنها مدیران موفقیت کسب و کار  هستند که هنگام موفقیت افراد را تشویق کرده و هنگام شکست از آنها حمایت میکنند.
  • مدیران ارتباطات غیرمنتظره ای برقرار میکنند. مدیـران  تعامل هایی را بین افرادی ایجاد میکنند که در غیر این صورت هیچگاه با یکدیگر ارتباط نداشـتند. سپس آنها به ایده های نوآورانه ای که ماحصل تعاملات مذکور بوده گوش فرا داده و بر آن اساس عمل میکنند.
  • مدیران جهت را مشخص میکنند. ، این بدان معنا نیست که آنها تمام پاسخ ها را در اختیار دارند. مدیـران موفـق میدانند که چگونه سؤالات هدفمند و روشنگرانه ای را از افرادی بپرسند که میتوانند دیدگاه هایی را درباره بهترین راهکارها در اختیار آنها قـرار دهنـد. اسـتیو میلر، یکی از مدیران شرکت رویال داچ شل میگوید، “ هیچ مدیری تمام پاسخ ها را در اختیار ندارد. راهکارهای واقعی درباره بهترین شیوه مقابله با چالش های حال حاضر باید توسط افرادی به مورد اجرا گذاشته شود که به مسأله ی مورد نظر نزدیکترند. مدیر باید اینگونه افراد که در خط مقدم فعالیت ها مشغول کارنـد را تقویت کرده، با آنها به چالش برخواسته، منابع مورد نیاز آنها را تأمین کرده و آنها را پاسخگوی اقدامات خویش نماید”.
  • مدیران افراد را از خطرات محافظت کرده و آنها را در معرض واقعیت ها قرار میدهند. مطمئن ترین روشی که مدیـران میتوانند سازمان های خود را از خطـر مصون نگاه دارند این است که همه ی افراد توجه خود را روی بینش سازمان متمرکز کنند. مواجهه ی افراد با واقعیت به معنای الزام سـازمان بـه مواجهـه بـا تغییـر است. اگر چه بسیاری از افراد از تغییر دل چندان خوشی نداشته و نسبت به آن مقاومت میکنند، مدیـران میدانند که کسب و کار آنها باید تغییر کرده و یا خطر عقب ماندن را به جان بخرند.
  • مدیـران مبادرت به ایجاد تغییر نموده و در مقابل ارزش هایی که قابل تغییر نیستند ایستادگی میکنند. اگرچه تغییر نقشی اساسی در بقای یک سازمان دارد، مدیران باید از ارزش ها و اصول محوری در هسته ی فعالیت های اصلی شرکت محافظت کنند. از دست رفتن این ارزش ها منجر به از دست رفتن هویت شـرکت خواهد شد. با این وجود، مدیران همیشه باید مراقب عادت ها و فرضیاتی باشند که شرکت برای تداوم شکوفایی خود باید آنها را تغییر دهد.
  • مدیـران  خود یک نمونه ی  عملی از آنچه میگویند هستند. مدیران به این موضوع واقفند که همیشه زیر ذره بین بوده و کارکنان فعالیت هـا و اقـدامات آنـان را تفسیر میکنند. به همین دلیل مدیران باید به اصولی که حامی آن هستند وفادار باشند. مدیران از اشاره های کوچک برای ارسال پیام های بزرگ استفاده مـی کنند.
  • مدیران  کسی را سرزنش نمیکنند. آنها مرتبا در حال یادگیری هستند. مدیران میدانند که خلاقیت و نوآوری احتمال شکست را به همراه دارد. آنها به ایـن موضوع واقفند که خلاقیت و نوآوری نقشی اساسی در بقای یک سازمان داشته و افراد را به صرف آزمون یک روش و مواجهه بـا شکـست تنبیـه نمـیکننـد. نگرش آنان این است: امتحان کن، شکست بخور، بیاموز و مجددا امتحان کن.

  • مدیران  به دنبال سایر مدیـران بوده و مبادرت به ایجاد یک شبکه با آنان میکنند. مدیـران  موفـق تکـرو نیـستند بلکـه بـه دنبال ایجـاد همکـاری بـوده و از فرصت های ایجاد شبکه با سایرین استفاده میکنند تا بتوانند چیزهایی را از آنها آموخته و به مدیرانی مؤثرتر تبدیل شوند. مدیران مبادرت به ایجاد روابـط مـی کنند.

  • مدیران  باید مدیـران  بیشتری تربیت کنند. در گذشته فرض بر این بود که یک کسب و کار نیازمند تنها یک مدیر قـوی اسـت. درحـال حاضـر، سـازمانی کـه بیشترین تعداد مدیر را در اختیار دارد معمولاً برنده است. چالش نهایی شما این نیست که صرفا به یک مدیر مؤثر تبدیل شوید بلکه باید قادر به پرورش مدیران بیشتری در شرکت خود باشید.

درباره ی مهتاب معصومی

همچنین ببینید

نام تجاری

چه منابعی هویت برند را تبیین می کنند؟

برند های قدرتمند، توانائی بهبود عملکرد کسب و کار را دارند. بهترین رهیافت شناخت درونی یک برند، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = 1