• ورود کاربران
  • عضویت
  • پذیرای نظر و نصیحت باشید

    پذیرای نظر و نصیحت باشید

    پذیرای نظر و نصیحت باشید

    بطور کلی مردم نصیحت پذیر نیستند.حتی نصیحت های خوب را هم نمی پذیرند.این امر حتی هنگامیکه نظری مجانی و بدون هزینه و با عشق ارائه می شود نیز صادق است. به خود بیندیشید، واقعا و صادقانه بگوئید چند بار پیش آمده که پذیرای نصیحت دیگران باشید؟ چند بار پیش آمده که به خود با صدای بلند بگوئید، چه فکر خوبی، این راه خیلی بهتری است برای انجام آن کاری که به آن طریق انجام می داده ام. این نوع تواضع تقریبا در فرهنگ ما شنیده نشده است، با این وجود به حکمت آن بیندیشید. برای رشد کردن ما نیاز به نگرش متفاوت داریم. ما نمی خواهیم کارهایی که به درد نمی خورند را بارها و بارها تکرار کنیم، در عوض، می خواهیم چشمانمان را بر روی روش های تازه و بهتر انجام کارها باز کنیم. اما واضح است که اگر از به جان خریدن پیشنهادات دیگران اجتناب کنیم نمی توانیم امور را قدری متفاوت ببینیم.

    گاهی اوقات ما فقط به دلیل لجاجت به نصیحت ها توجه نمی کنیم و می خواهیم کارها را به روش خود انجام دهیم، حتی اگر نتیجه بخش نباشد. یا به دلیل ترس از پذیرش نصیحت ها اجتناب می کنیم. ممکن است از این وحشت داشته باشیم که در نظر دیگری بد جلوه کنیم یا می ترسیم نظریاتی که می شنویم کمک حال ما نباشد، گاهی اوقات نظرات بدی به ما ارائه شده است و ما با خود عهد میبندیم که آن اشتباه را دیگر تکرار نکنیم.

    پیشنهاد ما ساده و صریح است: اگر به نصیحتها توجه کنید و نظریات کارشناسی دیگران را بکار بگیرید، زندگی خیلی آسان تر می گردد. ما معتقدیم که این نادانی است اگر به سخنان کسی که به سختی کار کرده است و به درجه ای از موفقیت دست یافته است و مشتاق یاری رساندن است گوش نسپاریم.

    متاسفانه عده زیادی از مردم یکی از مطمئن ترین میان برهای موفقیت که پذیرش نصیحت است را از دست می دهند.

    به خود اجازه دهید که راهنمایی و نصیحت انسان های مجرب را دریافت کنید و ببینید که تا چه اندازه کیفیت زندگی شما ارتقاء می یابد.

     

    مطالب مرتبط

    • استخدام کنید
      استخدام کنید

      استخدام کنید

    • مسافرت یک هزار کیلومتری  با قدم اول آغاز  می شود
      مسافرت یک هزار کیلومتری با قدم اول آغاز می شود

      به خاطر داشته باشید مسافرت یک هزار کیلومتری با قدم اول آغاز می شود:

      هر سفری هر قدر که طولانی  باشد، با یک قدم شروع می شود، اما اولین قدم را باید بردارید، به محض آنکه آغاز کردید، هر قدمی شما را به هدفتان نزدیکتر و نزدیکتر می کند. ***************** وقتی در نظر دارید کار جدید مخاطره آمیزی را انجام دهید، خواه آن کار پرورش کودکی، نوشتن کتابی، آغاز کسبی جدید، آغاز برنامه پس انداز، یا هرچیز دیگری باشد، انجام آن سخت و طاقت فرسا به نظر می رسد.گویی هرگز نخواهید توانست به مقصود نهایی خود برسید، و اولین قدم کمکی نخواهد کرد. وقتی شما به افق دوردست نگاه می کنید، ممکن است خیلی مشکل جلوه کند، شاید گیج شوید از کجا شروع کنید. کلک رسیدن به موفقیت خیلی ساده به نظر می رسد، زیرا خیلی ساده است: فقط شروع کنید. یک قدم بردارید، به دنبال آن قدم بعدی و پس از آن قدم بعدی دیگر. به آینده خیلی دور نگاه نکنید و به گذشته خیلی دور ننگرید، تا می توانید در زمان حال بمانید. اگر این برنامه ساده را دنبال کنید از کارهایی که می توانید به مرور زمان انجام دهید تعجب خواهید کرد. در عرض یک شب نمی توان تحصیل کرده شد! تحصیل کردن روندی مادام العمر است که در فاصله های زمانی کوتاه صورت می گیرد. اگر قرار باشد روزی فقط هشت صفحه بخوانید، برای هفت سال آینده، همه  صفحه ها را خوانده و یکی از داناترین متخصصین کتابهای کارل یونگ خواهید شد. البته همین امر در تمام موارد صادق است. یک زوج ثروتمند که هم اکنون میلیونها دلار ثروت دارند و اولین حساب مشترک پس اندازشان را که چهار سال پیش با ۱۰ دلار افتتاح کرده بودند، می گویند: تعجب آور است که اختصاص مبلغی ناچیز چه نتایجی می تواند به بار آورد و هر دوی آنها از این موضوع خنده شان می گیرد. اگر آنها تصمیم نمی گرفتند از جایی آغاز کنند موفقیت باورکردنی آنها هیچ وقت ظاهر نمی شد. افرادی هستند که بار ها راجع به آنچه قرار است بنویسند، یا حساب پس اندازی که قرار است باز کنند، یا کاری که قرار است شروع کنند، یا کمکی که قرار است به خیریه ای بنمایند، صحبت می کنند، ولی در بسیاری از این موارد این نقشه ها و رویاها کنار گذاشته می شوند تا زمانیکه شرایط مناسب فراهم شود. یکی از موثر ترین و قویترین پیام هایی که می توانیم به شما بگوییم این است: تقریبا در تمام موارد، شرایطی که در انتظار آن هستید، با شرایط هفته آینده یا سال آینده فرق قابل توجهی نخواهد داشت. فکر نکنید که شرایط باید عالی باشد. واقعیت این است که به هر حال باز شما باید آن قدم اول را بردارید! اگر قدم اول را به جای بعد، همین حالا بردارید، یک سال دیگر به رویاهایتان چند قدم نزدیکتر خواهید بود.    

    • دنده عقب نروید
      دنده عقب نروید

      در معرض پسروی قرار نگیرید
        مفهوم روانشناسانه پس روی مانند دنده عقب اتومبیل شما عمل می کند، شما را به عقب می برد و مانند اتومبیل، اگر بخواهید مسیر خود را تغییر دهید و به سمت جلو حرکت کنید، باید دنده را به طور کامل عوض کنید، امکان ندارد با دنده عقب، به سوی جلو حرکت کنید. در زندگی روزانه دنده عقب چنین به نظر می رسد: می توانی باور کنی دیروز چه اتفاقی افتاد؟ آنها عوضی بودند. هر دفعه روی چیزی کار می کنم، به هم می خورد. این چندمین بار در این هفته است که در تحویل تاخیر صورت می گیرد. هنوز از حرف او عصبانی هستم. تعداد نامحدودی از مثال های ممکن وجود دارد. هر دفعه که متوقف می شوید و از حرکت می ایستید، غرق چیزی می شوید یا حتی به چیزی که گذشته اهمیت فراوانی می دهید (چه همین امروز صبح اتفاق افتاده باشد و چه ده سال پیش) دنده عقب می روید. حالا صادقانه نگاهی به این امر بیندازید که چند وقت یک بار شما و افرادی که می شناسید بر پسروی متمرکز می شوید؟ ممکن است شاخ دربیاورید! تشخیص این امر که آیا در حال پسروی هستید ساده است. احساسی از سنگینی و سختی می کنید، به جلو حرکت نمی کنید، حتی احتمال دارد به سوی عقب بروید. شما ساکن می شوید و در باتلاق احساسی گیر می افتید. به گذشته، دیروز، هفته پیش، سال پیش، یا به دوران کودکی خود رجوع می کنید. از چیزها، مردم، رویدادها، وقایع، قوانین، مشکلات و نگرانیهایی که بخش بزرگی از آن گذشته و خاتمه یافته است، گله خواهید کرد. پسروی شادی را در هر آن چه انجام می دهید، تضعیف می کند. کسالت آور، نابخشودنی و غیر مولد است. دلیل آن که مردم رهایی از پسروی را این چنین دشوار می دانند، این است که بودن در آن حالت را راحت می توان توجیه کرد. به کلامی دیگر، آنها از حق باقی ماندن حالت پسروی خود با گفتن این جملات دفاع می کنند.مثلا " او موضوع را خراب کرد" یا "جلوی همه از من انتقاد کرد". مردم از این حقیقت بهره می برند که وقایع واقعا به عنوان گواهی بر حمایت از خشم و استیصال آن ها روی می دهند. با این وجود آنها متوجه نیستند که همین حالا، در این لحظه، حادثه ای که آنها را مستاصل نموده مدت ها پیش پایان یافته است. تنها عاملی که آن حادثه را زنده نگه داشته است خاطرات و فکر آنها است. مسلما، مهم است که از گذشته و اشتباهات خود، درس بگیریم. هرچند می توانم به شما اطمینان را بدهم که دنده عقب رفتن در این مورد کمکی به شما نمی کند. برای درس گرفتن از تجربیات گذشته، چاره کار آن است که به آرامی به روش انجام  کارهایمان تامل کنیم. دنده عقب نه تنها آرام نیست، بلکه در حقیقت زننده نیز هست. راه بیرون آمدن از "دنده عقب رفتن" این است که احساس عقب رفتن را لمس کنیم. اگر بتوانید خود (ذهن خود، افکار خود، توجه خود) را درحالیکه معطوف به وقایع گذشته یا درماندگی های گذشته هستند مشاهده کنید، می توانید به آرامی توجه خود را به زمان حال بازگردانید. پرورش ذهنتان برای آنکه در معرض پسروی نباشد، می تواند کمی شبیه به تربیت جانداری باشد که دائم در کنار شما بماند. این جاندار چند دقیقه ای پیش شما می ماند اما به سرعت دور می شود. ذهن شما هم مانند این است. می تواند برای یکی دو دقیقه معطوف شود و بعد به ناراحتی امروز صبح یا عاجز شدن دیروز شما بازگردد. موثرترین راه برای تربیت این جاندار این است که او را به آرامی به سمت خود هدایت کنید و شبیه همین موضوع درباره ذهن شما نیز صدق می کند. به مرور که متوجه افکار خود می گردید که به سمت عقب رانده می شود، به خود یادآوری کنید که گذشته، گذشته است. بعد، به آرامی و راحتی، خود را مجددا به اینجا و حالا هدایت کنید. فقط نیاز به کمی صبر و قدری تمرین دارد و خیلی زود، تمایل شما به دنده عقب رفتن از بین می رود.  

    محصولات مرتبط

    • کتاب زن باهوش
      کتاب زن باهوش

      آموزه های کتاب زن باهوش زندگی هر زنی را متحول و دگرگون می کند و مطالعه  این کتاب، به طور حتم برای هر زنی از خوردن و آشامیدن واجب تر است.

    • بسته آموزشی  شبی با میلیونرها
      بسته آموزشی شبی با میلیونرها

      ویژه افرادی که از همین امروز می خواهند یک میلیونر خود ساخته شوند اما تصور می کنند سرمایه و قدرتی برای شروع ندارند.
       

    نظرات خود را با ما درمیان بگذارید

    captcha Refresh
    captcha Refresh

    به اشتراک بگذارید

    عضویت در خبرنامه

    باعضویت در خبرنامه از آخرین اخبار و تخفیف ها مطلع شوید.


    ایمیل خود را وارد نمائید