• ورود کاربران
  • عضویت
  • مطالب دسته "مقالات"

    ترس از عدم تایید را از خود دور کنید
    ترس از عدم تایید را از خود دور کنید

    ترس از عدم تایید را از خود دور کنید:
    چه تعداد افراد، حرفه و جهت زندگی خود را بر اساس گفته های دیگران (والدین، فامیل، استادان، دوستان) انتخاب می کنند. این پیام که شما باید دکتر، وکیل، خلبان یا موسیقیدان شوید می تواند پیام بسیار موثری باشد. به ویژه این که به دفعات تکرار شود و به وضع، مقام  و تایید اجتماعی و دیگر تعریف های روانشناسانه ربط داده شود. در اینجا برایتان داستان زندگی استفان را بازگو می کنیم: زمانی که استفان خیلی کم سن بود به او ابلاغ کرده بودند که قرار است با شغل وکالت باعث افتخار والدینش شود. او با علم اینکه این تنها راه خوشنودی پدر و مادرش است بزرگ شد. تمام فامیل انتظار داشتند که راه انتخابی او همین باشد. در طول سال ها همه خانواده درباره این وکیل زبردست و پیشرو صحبت می کردند. دو نفر از افراد فامیل  وکیل هایی بسیار موفق بودند و همه فامیل با احترام به آنها می نگریستند
    در واقع پس از مدتی، استفان نیز وکیل شد. مشکل این بود که او نه تنها از رشته وکالت نفرت داشت بلکه به خاطر مشکلات حیرت آور شغلش از کسب درآمدی قابل توجه عاجز بود. ابعادی از شغل وکالت که بعضی از دوستان و همکارانش به آن عشق می ورزیدند و هیجان آن را داشتند برای او خسته کننده و مشکل بود. او سالها قبل از اینکه به این نتیجه برسد که دارد دیوانه می شود با این موضوع مبارزه کرد. پس از یک مشورت کوتاه با مشاور، کشف کرد که از ترس نا امید کردن والدینش وادار به شغلی شده بود که اصلا برایش ارضا کننده نبود. مشاورش او را قانع کرد که ترس از عدم تایید می تواند مانع بزرگترین فرصت های موفقیت های ما باشد
    پس از این که طی جلسات مشاوره ای به ریشه این ترس آگاه شد، به مشاوره شغلی مراجعه کرد و با یک سری آزمایش دریافت که هوش و استعداد او برای وکالت اصلا مناسب نیست. نتیجه این آزمایشات نماینگر این بود که او در پایین ترین نرخ ۴ درصد کل وکلای آزمایش شده قرار گرفته بود! موفق نبود! اصلا واجد شرایط نبود. آزمایش ها نشان داد که بیشتر برای زمینه های بازاریابی و فروش مناسب است. تصمیم گرفت فرصتی به خود بدهد و جهت کارش را تغییر دهد. او نه تنها شغل جدیدش را دوست داشت، بلکه بسیار موفق نیز بود. خیلی از ایده های  بازاریابی اش با موفقیت روبرو شد و به سرعت خواهان زیادی پیدا کرد.زندگی مالی اش به زودی به جایی رسید که امروزه بسیار ثروتمند و مهمتر از همه، بسیار شاد است. پیام این اصل بی اندازه مهم است.موفقیت های بزرگ را با دورکردن ترس از خود به دست می آوریم. این شامل ترس از عدم تایید از سوی دیگران نیز می باشد. دلیل انتخاب شغلتان را بررسی کنید. آیا با میل، رغبت و کشش واقعی بوده؟ اینجاست که فراوانی یافت می شود، یا آیا عنصری بوده برای راضی کردن مادر و پدر، یا شخصی دیگر؟ آیا آن را به خاطر توجهی که توقع دریافت آن را دارید انتخاب کردید؟ اگر پاسخ به این پرسش ها بله است شاید وقت آن رسیده باشد که چیز جدیدی را بررسی کنید. اگر لازم است با روانشناسی صحبت کنید یا با مشاور شغلی که شاید بتواند این موضوع را تا حدی روشن کند، یا راهنمایی سودمندی را ارائه دهد. هرچه باشد، به زحمتش می ارزد. اگر شما جهت را تغییر بدهید و کاری را انتخاب کنید که واقعا دوستش دارید، و به جای انتخاب شغلی به دلیل این که کار مناسبی است، کاری را انتخاب کنید که واقعا به آن علاقه داشته باشید، راهتان به سوی موفقیت شاید کوتاهتر از آنچه که فکر می کردید باشد.  

    عدم وابستگی را بیاموزید
    عدم وابستگی را بیاموزید

     عدم وابستگی را بیاموزید:
    بسیاری از ما نا آگاهانه، عدم وابستگی را با بی توجهی اشتباه می گیریم. در حقیقت، این دو امر کاملا با هم فرق دارند. بی توجهی یعنی علاقه نداشتن: برایم اصلا نه مهم است و نه مطرح است. از طرف دیگر، عدم وابستگی یعنی: من تا حد امکان همه چیز را انجام می دهم، شانس را به سود خود می گردانم، تلاش خواهم کرد و متمرکز می شوم. من نهایت سعی خود را می کنم که موفق شوم. ولی، اگر موفق نشوم، آن هم مانعی ندارد.
    وابسته بودن به نتیجه کار و چسبیدن به آن، انرژی بسیار زیادی را از ما می گیرد. این انرژی نه تنها موقع فعالیت بلکه اکثرا پس از اتمام فعالیت، بعد از شکست خوردن یا بعد از مایوس شدن از کسی یا بعد از آن که نسبت به شما بی عدالتی شده باشد، انرژی بسیار زیادی از شما می گیرد.
    عدم وابستگی آزادی احساس را می آفریند، یعنی محکم گرفتن اما سبک رها کردن، به این منظور  تلاش سخت، توجه واقعی، اما در عین حال آمادگی کامل برای پذیرش هرنوع نتیجه ای را داشته باشیم. وابستگی ترس را سر راهتان می آفریند: اگر بازنده بشوم، چه؟ اگر این معامله انجام نشود، چه؟ اگر مرا نپذیرفتید، چه؟ اگر، اگر، اگر...، اعتقادتان  این است که همه چیز باید دقیقا مطابق خواستتان انجام گیرد بدون کمترین نقص، که این مسئله موجب فشار های شدیدی می شود. فکر موفقیت همه چیز را از نظر شما محو کرده است.
    از سوی دیگر عدم وابستگی، مانند جادوئی است. شما را آزاد می گذارد که از تلاش خود و از جریان کار خود لذت ببرید. با فراهم کردم اعتماد به نفس لازم، به شما کمک می کند که دست به هر کاری که می زنید موفق شوید. فشارها را از شما دور می کند. شما برنده هستید، حالا نتیجه هرچه که می خواهد باشد. عمل عدم نگرانی به شما کمک می کند که مانع راه خود نباشید. شما قلبا می دانید که حتی اگر کارها به نتیجه مطلوب نرسند همه چیز درست خواهد شد. شما سلامت خواهید بود و از این تجربه می آموزید. دفعه بعد بهتر از پس آن بر می آیید. این روحیه پذیرا بودن به شما کمک می کند که به جای آن که خود را فراموش کنید و در افسردگی بی حرکت بمانید یا افسوس بخورید، وارد مرحله بعدی راهتان شوید. شما فقط در کمال اعتماد و شادمانی پیشرفت می کنید.  

    بخشنده باشید!
    بخشنده باشید!

    بخشنده و سخاوتمند باشید:
    بسیاری ازما این سخن که بخشیدن پاداش است را شنیده ایم. سخنی کاملا صحیح و دلیلی بسیار کافی برای بخشیدن است. ولی جنبه دیگر بخشیدن را که عده ای زیاد از مردم موفق به تشخیص آن نیستند نیز وجود دارد. بخشیدن نیرویی است که نه تنها برای دیگران مفید است، بلکه حتی برای شخص بخشنده هم سازنده است. این قانون طبیعی حقیقتی است که برای شخص بخشنده بدون آنکه بخواهد یا حتی آگاه باشد روی می دهد
    پول حالتی گردشی دارد. لازم است که به گردش درآید. وقتی که از خرج کردن آن می ترسید، یا خودخواه هستید یا همه آن را کاملا برای خود ذخیره می کنید در واقع گردش پول را متوقف می سازید. راه لوله را مسدود می کنید. جریان گردش پول را به سمت خود مشکل می سازید.
    موفقیت های شما ربطی به عدم بخشندگی ندارد. راه برقرار کردن مجدد این گردش آغاز بخشندگی است. سخاوتمند باشید. به دیگران خوب ببخشید. به پیشخدمت آن دلار اضافه را نیز انعام بدهید. خیریه های متعدد را حمایت کنید. به دیگران کمک برسانید. ببینید چه اتفاقی روی می دهد! همه چیز ناگهان از همه جا برایتان سبز می شود.
    همین پویائی، چنانچه بخواهید زندگیتان را سرشار از عشق یا هر چیز ارزشمند دیگری هم کنید، صادق است. بخشندگی و دریافت کردن دو روی سکه هستند، اگر عشق، یا خوشی، یا احترام، یا موفقیت یا هرچیز دیگر را بیشتر می خواهید، طرز دریافت آن ساده است: آن را ببخشید، درباره چیزی نگران نباشید. جهان می داند چه می کند، هرچیزی را که می بخشید با بهره به شما باز خواهد گشت  

    مسافرت یک هزار کیلومتری  با قدم اول آغاز  می شود
    مسافرت یک هزار کیلومتری با قدم اول آغاز می شود

    به خاطر داشته باشید مسافرت یک هزار کیلومتری با قدم اول آغاز می شود:

    هر سفری هر قدر که طولانی  باشد، با یک قدم شروع می شود، اما اولین قدم را باید بردارید، به محض آنکه آغاز کردید، هر قدمی شما را به هدفتان نزدیکتر و نزدیکتر می کند. ***************** وقتی در نظر دارید کار جدید مخاطره آمیزی را انجام دهید، خواه آن کار پرورش کودکی، نوشتن کتابی، آغاز کسبی جدید، آغاز برنامه پس انداز، یا هرچیز دیگری باشد، انجام آن سخت و طاقت فرسا به نظر می رسد.گویی هرگز نخواهید توانست به مقصود نهایی خود برسید، و اولین قدم کمکی نخواهد کرد. وقتی شما به افق دوردست نگاه می کنید، ممکن است خیلی مشکل جلوه کند، شاید گیج شوید از کجا شروع کنید. کلک رسیدن به موفقیت خیلی ساده به نظر می رسد، زیرا خیلی ساده است: فقط شروع کنید. یک قدم بردارید، به دنبال آن قدم بعدی و پس از آن قدم بعدی دیگر. به آینده خیلی دور نگاه نکنید و به گذشته خیلی دور ننگرید، تا می توانید در زمان حال بمانید. اگر این برنامه ساده را دنبال کنید از کارهایی که می توانید به مرور زمان انجام دهید تعجب خواهید کرد. در عرض یک شب نمی توان تحصیل کرده شد! تحصیل کردن روندی مادام العمر است که در فاصله های زمانی کوتاه صورت می گیرد. اگر قرار باشد روزی فقط هشت صفحه بخوانید، برای هفت سال آینده، همه  صفحه ها را خوانده و یکی از داناترین متخصصین کتابهای کارل یونگ خواهید شد. البته همین امر در تمام موارد صادق است. یک زوج ثروتمند که هم اکنون میلیونها دلار ثروت دارند و اولین حساب مشترک پس اندازشان را که چهار سال پیش با ۱۰ دلار افتتاح کرده بودند، می گویند: تعجب آور است که اختصاص مبلغی ناچیز چه نتایجی می تواند به بار آورد و هر دوی آنها از این موضوع خنده شان می گیرد. اگر آنها تصمیم نمی گرفتند از جایی آغاز کنند موفقیت باورکردنی آنها هیچ وقت ظاهر نمی شد. افرادی هستند که بار ها راجع به آنچه قرار است بنویسند، یا حساب پس اندازی که قرار است باز کنند، یا کاری که قرار است شروع کنند، یا کمکی که قرار است به خیریه ای بنمایند، صحبت می کنند، ولی در بسیاری از این موارد این نقشه ها و رویاها کنار گذاشته می شوند تا زمانیکه شرایط مناسب فراهم شود. یکی از موثر ترین و قویترین پیام هایی که می توانیم به شما بگوییم این است: تقریبا در تمام موارد، شرایطی که در انتظار آن هستید، با شرایط هفته آینده یا سال آینده فرق قابل توجهی نخواهد داشت. فکر نکنید که شرایط باید عالی باشد. واقعیت این است که به هر حال باز شما باید آن قدم اول را بردارید! اگر قدم اول را به جای بعد، همین حالا بردارید، یک سال دیگر به رویاهایتان چند قدم نزدیکتر خواهید بود.    

    عضویت در خبرنامه

    باعضویت در خبرنامه از آخرین اخبار و تخفیف ها مطلع شوید.


    ایمیل خود را وارد نمائید